نظر والدین

به نام خدا

سرکار خانم دکتر رضابخش

مدیریت محترم مرکز کودکان امید فردا

با سلام

امروز که این نامه را برای شما می نویسم احساسی دو گانه دارم. احساس شور وشعف از اینکه فرزندم به سنی رسیده است که وارد نظام آموزش رسمی جامعه می شود و می رود تا یکی از بهترین و زیباترین دوران زندگی خویش را تجربه کند.از سوی دیگر احساس اندوه زیرا برای ورود به این مرحله ناگزیر از ترک مدرسه امید فرداست.

مرکز- و پس از آن مدرسه- امید فردا نخستین انتخاب من پس از بازدید از چند مهد بود وناگفته نماند که مانند هرمادری پس از ثبت نام فرزندم دراین مرکز هنوز دغدغه آن را داشتم که آیا انتخابم درست و بهترین بوده یا نه. وامروز که ۳ سال ازحضور مستمر فرزندم در این مرکز می گذرد می توانم با خیالی آسوده از انتخابم راضی باشم و خرسند ازاینکه مانند بسیاری دیگر از والدین مجبوربه تعویض چندین وچندباره مهد فرزندم نشدم.

مرکز شما نخستین مکانی بود که فرزند من در آنجا اولین مهارتهای ارتباطی خارج از محیط خانه را فراگرفت ومن از شما وتمامی مربیان و همکاران محترمتان سپاسگزارم:

برای تمامی آموزش های درسی ورفتاری که فرزندم فراگرفت،

برای تمامی تعامل ها وارتباط هایی که فرزندم هرگز نمی توانست در محیط خانه بیاموزد،

برای آموزش تمامی قوانین و نظم هایی که فرزندم برای بنا نهادن پایه های یک زندگی سالم بدان نیازمند است،

وبرای تمامی لحظات شادوفراموش نشدنی ای که برای فرزندم خلق نمودید.

ازصمیم قلب برای همگی شما عزیزان آرزوی سلامتی، شادی و موفقیت روزافزون دارم.

ارادتمند

پانته آ لطفی کاظمی

مادر آریان غنی زاده

سلام دارم خدمت سرکار خانم دکتر رضا بخش

بسیار بسیار ممنوم از زحمتهای فراوان شما و همکارانتون و خوشحالم از اینکه به موسسه شما اطمینان کردم و پسرم رو به اونجا آوردم.
مدیریت اصولی، نگاه به روشهای صحیح و بروز تربیت و پرورش کودک، برخورد مناسب و دوست داشتنی پرسنل مجموعه شما باعث شده برای ما که پسرمون در حال حاضر پیش دبستانی رو میگذرونه، این نگرانی رو بوجود بیاره که بتونیم مدرسه مناسبی رو انتخاب کنیم. با توجه به شروع پیش ثبت نام مدارس از دی ماه لطفا در این مورد به ما راهنمایی بدید.
متشکرم از برگزاری کارگاههای خلاقیت آشنایی با قلب، آشپزی، کارگردانی، صبحانه خانوادگی و امیدوارم این روند در موسسه ادامه داشته باشه.
مشغول دیدن سایت بودم که به لینک آزمایشات ساده علوم برخورد کردم که خیلی جالب بود. تشکر میکن از اینکه این لینکها رو در سایت قرار دادید مخواستم بدونم آیا این امکان هست بچه هایی مثل پسرمن که تا ساعت ۵ در موسسه هست بتونن در زمانهای فراغتشون با این مفاهیم کار کنند.
فرشته جون واقعا یک مدیر خوب و شایسته برای موسسه هستن که همینجا از شما به خاطر حسن انتخابتون تشکر می کنم.

به امید موفقیت و بهروزی
صمیمی

بنام خدای دلهای پاک

وجودتان قابل لمس و لاخدای مهربونی ها که با تمام وجود مهربانی ، صداقت ، نگاه همیشه همراه ، دستهای پر از عشق و همدلی یکجا در وجود شما مربیان عزیز ، امید فرداهای ما، مادرا میشه حس کرد.

با تمام وجود از زحمتها و محبتهای بی حدو مرزتون ،که نشانه ای از مادر بودن در کنار مربی بودن تقدیر و سپاس است.هیچ زمانی نمی توانم برای زحمتهای شما قدردان باشم، حتی با کلام و نگاه به یادتان باشم، اما زمانی که فرزندم را در آغوش می گیرم و با حس مادرانه ام ، رضایتمندی رشد را در قامت و ذهنش دارم ، از خدای مهربونی ها ، بهترینها را آرزو می کنم که برایتان رقم بخورد و مطمئنم همیشه خداوند از شما محافظت می کند. در بین مدت ۵ سال من به همراه پسرم با شما روزهای خوبی را تجربه کردیم(روزهای معلم ،روز مادر یلداهای قشنگ ، نوروزهای پر از خاطره)همه ی اینها با حضور و تلاش و لطف شما برای اولین بار برای پسرم تجربه و آموزش داده شد . برای تمام اینها سپاسگزارم که با تکرار این روزها حتماٌ شما هم به یاد خواهید ماند.

(راستی من مامان ماهان آشوری (دکتر آینده) هستم

سرکار خانم دکتر رضابخش، برای مدیریت، نظارت ،و انتخاب اولیاء خوب مدرسه،ممنون و قدررانم.

برای تمام لحظه هایی که در بن بست یا تردید تصمیم گیری قرار می گرفتم، از شما محکم رفتار کردن در کنار مهربانی و قاطع بودن را به یادگار دارم.از مربیان عزیر موسسه امید فردا برای فراهم کردن محیطی امن وآرام و مکانی برای رشد و یادگیری فرزندم سپاسگزارم که دنیای جدی همراه با مهربانی را به پسرم آموختند.

(فرشته عزیزم که همانند فرشته هستند، سیمای عزیزم با حس قشنگ مادرانه اش، حمیده ی خوبم که همیشه با روی خوش در کنار فرزندم بودند، پرستوی همیشه با عشق و عاشق که با نبودن هیچ تردیدی امید به روزهای قشنگ را نوید می دهد،زهره ی همیشه مقتدر که دنیای قشنگ کودکی را با وصله های زیبای مهربانی ، چهل تکه ای زیبا ساختند که دنیای ورود به مدرسه وصل به دنیای کودکی هیچ گاه صداقت کودکانه فرزندم را متزلزل نخواهد کرد.)

همیشه اولینها در کنار بهترینها هستند . برای داشتن و بودن شما از خداوند عزیز سپاسگزارم . پس هیچ نکرده ای باقی نمانده که من از شما تقصیر دیده باشم ، بی تقصیرها ، همیشه دوستتان دارم.

اولینها ، بهترینها روزتان مبارک.

سلام دارم خدمت سرکار خانم دکتر رضا بخش

بسیار بسیار ممنوم از زحمتهای فراوان شما و همکارانتون و خوشحالم از اینکه به موسسه شما اطمینان کردم و پسرم رو به اونجا آوردم.
مدیریت اصولی، نگاه به روشهای صحیح و بروز تربیت و پرورش کودک، برخورد مناسب و دوست داشتنی پرسنل مجموعه شما باعث شده برای ما که پسرمون در حال حاضر پیش دبستانی رو میگذرونه، این نگرانی رو بوجود بیاره که بتونیم مدرسه مناسبی رو انتخاب کنیم. با توجه به شروع پیش ثبت نام مدارس از دی ماه لطفا در این مورد به ما راهنمایی بدید.
متشکرم از برگزاری کارگاههای خلاقیت آشنایی با قلب، آشپزی، کارگردانی، صبحانه خانوادگی و امیدوارم این روند در موسسه ادامه داشته باشه.
مشغول دیدن سایت بودم که به لینک آزمایشات ساده علوم برخورد کردم که خیلی جالب بود. تشکر میکن از اینکه این لینکها رو در سایت قرار دادید مخواستم بدونم آیا این امکان هست بچه هایی مثل پسرمن که تا ساعت ۵ در موسسه هست بتونن در زمانهای فراغتشون با این مفاهیم کار کنند.
فرشته جون واقعا یک مدیر خوب و شایسته برای موسسه هستن که همینجا از شما به خاطر حسن انتخابتون تشکر می کنم.

به امید موفقیت و بهروزی
صمیمی

پرسشنامه و نظر خواهی مراکز امید فردا

دوست عزیز موجب افتخار ماست که همراهیمان را در رشد و تربیت کودک عزیزتان پذیرفته اید. و موجب امتنان خواهد بود چنانچه جهت ایجاد شرایط بهتر به پرسشهای زیر پاسخ دهید؟

. ۱-با چه انگیزه ای کودکتان را به امیدفردا سپرده اید؟ آیا امید فردا تامین کننده اهدفتان بوده؟راحتی بیشتر فرزندم و باتوجه به اینکه مجبورم از خودم چند ساعت دور باشد بایستی آموزش خوبی داشته باشد که موسسه شما را ارجح تر دیدم.بله تا کنون که بسیار راضی بودم

۲تفاوت امید فردا را با مهد و مراکز دیگر ی که کودکتان سابقا میرفته در چه میبینید؟- نحوه آموزش-برنامه ریزی عالی -مدیریت برتر-گزینش قبل از ثبت نام و در نهایت آرامشی که به کودکم در این مدت داده است.

۳آیا کودکتان از حضور در امیدفردا خوشحال است ؟ چه مدت است که مستمر به مرکز میاید؟د-بله – ۴ ماه

۴به نظر شما چه اقدامی قابل اجرا میباشد که موجب شادی بیشتر کودکتان گردد؟- تفریحات گروهی خارج از مهدکودک مثلا شهربازی

۵کودک شما تا چه اندازه آموزشها را فرا گرفته؟(چه مدت از حضور مستمرکودک درامیدفردا میگذرد؟)

زبان انگلیسی سرود غزلیات حافظ نقاشی سایر آموزشها رفتاری

-زبان انگلیسی :بسیار عالی سرود:بسیار عالی غزلیات حافظ: خوب نقاشی: خوب سایر آموزشها:خوب

رفتاری:بسیار عالی

۶کودکتان تا چه حد تعامل با کودکان دیگر را فر ا گرفته ودر روابط اجتماعی پیشرفت نموده؟. -چون کیان از قبل نیز در مهدکودک حضور داشته از نظر تعامل اجتماعی مشکلی ندارد.

۷به نظر شما چه اقدامی در این زمینه قابل اجراست که موجب پیشرفت بیشتری گردد؟.—نظر خاصی ندارم

۸آیا اختلالی در رفتار کودکتان میبینید که باید اصلاح گردد؟-کیان بسیار احساسی است و از نظر عاطفی خیلی سریع می توان او را مجاب به کارها و آموزشهای خود کرد.

۹یا موردی را لازم میبینید که خاصا در مورد کودکتان توجه بیشتری گردد؟ی-احساس بزرگی و قولدوری دارد.به همین علت کمی پرخاشگر است.

۱۰آبا از تغذیه و غذای کودکتان در امیدفردا هستید؟ چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟ -راضی هستم

۱۱آیا از بهداشت و نظافت کودکتان در امیدفردا راضی هستید؟ چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟-راضی هستم مورد خاصی نسیت

۱۲آیا از اطلاع رسانی مرکز و مربیان راضی هستید؟ چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟-اطلاع رسانی خوب است ولی اگر مقدور است بچه ها مربی خود را با نام صدا بزنند تا کلمه teacherبرای این سن نام احساس صمیمیت بیشتر دارد.

۱۳آیا نحوه برخورد مربیان و کارکنان مورد پسندتان میباشد ؟شما چه انتظاری دارید؟-بسیار عالی

۱۴از نحوه برخورد متصدیان مربوطه با کودکتان هنگام تحویل کودک راضی هستی؟ چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟-بسیار عالی سپاس

۱۵آیا امید فردا به وعده ها و برنامه هایی که قبل از ثبت نام بصورت کتبی و شفاهی (جلسه مشاوره ثبت نام)اعلام نموده عمل مینماید؟ بلی…… خیر ….. چه موردی اعلام شده که بدان عمل نشده؟-بلی

۱۶یا از هزینه ای که جهت تامین مخارج کودکتان به مهد کودک و مدرسه زبان امید فردا میپردازید راضی هستید و آن را متناسب با خدمات انجام شده میبینید یا نه؟……….؟ -مطمئنا

۱۷چنانچه صحبتی با مربیان کلاس فرزندتان دارید اعلام رمایید؟-تشکر دارم

۱۸چنانچه صحبتی با مدیریت مرکز امید فردا دارید علام فرمایید؟ -از توجه ایشان سپاسگذاری می کنم

۱۹- ۰۹۲************

۲۰-مادرکیان رضویان

با چه انگیزه ای کودکتان را به امیدفردا سپرده اید؟ آیا امید فردا تامین کننده اهدفتان بوده؟. با سلام و احترام با توجه به اینکه من و پدر یسنا درگیریهای شغلی زیادی داریم، درصدد بودیم مرکزی پیدا کنیم تا علاوه بر نگهداری از دخترمان آموزشهای مناسبی هم داشته باشد. امید فردا را بعد از تجربه کردن سه مهد کودک دیگر انتخاب کردیم. از این انتخاب بسیار راضی هستیم و خوشحالیم که در این یک سال نه تنها دخترمان حتی یک بار از نظر جسمی آسیبی ندید و بیماری در مهد کودک به او سرایت نکرد، بلکه از نظر آموزشی هم وضعیت مطلوبی داشت و آموخته هایش برای ما کاملا محسوس و مشهود بود.

تفاوت امید فردا را با مهد و مراکز دیگر ی که کودکتان سابقا میرفته در چه میبینید؟تفاوتهای مثبت امید فردا نسبت به سایر مهدها:
• در امید فردا برخلاف مهدهایی که قبلا دخترم در آنجا بود، سلامت جسمی کودکان چه از نظر ابتلا به بیماریها و چه از نظر تغذیه رعایت میشود. در مهد سابق یسنا تقریبا هر ماه لازم بود به دلیل سرماخوردگی یا اسهال به دکتر مراجعه کنیم. ضمنا در فیلمهایی که ما داده میشود بارها دیده ایم که مربیهای دلسوز دخترم حداکثر تلاش خود را برای صرف کامل غذا توسط کودکان انجام میدهند. درحالیکه در مهد سابق صرف غذا به خود کودکان واگذار میشد و دخترم به دلیل ویژگی خاصی که در دیرجویدن غذا و شیطنت در زمان ناهار دارد، معمولا غذای کاملی نمیخورد
• همچنین توجه مهد به سلامت روانی کودکان و رعایت بسیاری ملاحظات اخلاقی، رفتاری و گفتاری از چشم ما پوشیده نیست.
• امکان ارتباط روزانه و بدون واسطه با مربیها و امکان ملاقات ایشان در مهد از مزیتهای امیدفرداست
• نیروی انسانی فهیم، خوش برخورد و خوش رو، تحصیل کرده و باتجربه امید فردا یکی از باارزشترین سرمایه های آن است. دخترم چنان به مربیهایش علاقه دارد که گاهی اوقات در خانه مرا وادار میکند با او در نقش مربیهایش بازی کنم.
• توجه این موسسه به جشنها و سنتهای ایرانی و آشناسازی کودکان با آنها نیز شایان تقدیر است. علاوه بر آن توجه به این مراسم محیط را برای شادی کودکان فراهم میکند.
• آموزشهای موثر و ماندگار به کودکان: قبل از اینکه در پایان خرداد کلیربوک و دفتر نقاشی دخترم را ببینم فکر میکردم نقاشیهای معناداری که یسنا میکشد و او را از سایر همسالانش متمایز میکند، استعداد فردی اوست. ولی با دیدن کارهایی که در مهد انجام شده متوجه شدم که تک تک این توانمندیها به او آموزش داده شده و از این بابت واقعا متشکرم.

آیا کودکتان از حضور در امیدفردا خوشحال است ؟ چه مدت است که مستمر به مرکز میاید؟دخترم بیشتر از یک سال است که به طور مستمر در امیدفردا حضور دارد و آنجا را بخشی از زندگی فردی و اجتماعی خودش میداند

. به نظر شما چه اقدامی قابل اجرا میباشد که موجب شادی بیشتر کودکتان گردد؟در مورد شادی بیشتر کودکان ایده ای ندارم که در امیدفردا اجرا نشده باشد. تنها پیشنهادی که نمیدانم فضا و امکان آن وجود دارد یا نه، آموزش اسکیت به کودکان است که تقریبا همه بچه ها به آن علاقه دارند.

کودک شما تا چه اندازه آموزشها را فرا گرفته؟(چه مدت از حضور مستمرکودک درامیدفردا میگذرد؟)

زبان انگلیسی سرود غزلیات حافظ نقاشی سایر آموزشها رفتاری
۵٫ در همه موارد آموزشی به غیر از غزلیات حافظ، یسنا کل موارد قید شده در گزارش ماهانه را فراگرفته است. نمیدانم چرا غزلیات را یا برای ما نمیخواند و یا علاقه ای به یادگیری آن ندارد!

کودکتان تا چه حد تعامل با کودکان دیگر را فر ا گرفته ودر روابط اجتماعی پیشرفت نموده؟. زیاد

به نظر شما چه اقدامی در این زمینه قابل اجراست که موجب پیشرفت بیشتری گردد؟. آموزش رفتارهای اجتماعی در قالب نمایشها و قصه های کودکانه (که البته اطمینان دارم در امیدفردا انجام میشود) مثل برخورد با بزرگترها، قدرشناس بودن، عذرخواهی کردن، رفتار با کودکان کوچکتر، عدم اعتماد به غریبه ها، توجه به سلامت خود در اتومبیل و خیابان، خرید کردن و عدم اصرار به خرید چیزهایی که در ویترین مغازه ها است.

آیا اختلالی در رفتار کودکتان میبینید که باید اصلاح گردد؟یسنا شبها دیر میخوابد و در نتیجه صبحها هم دیر بیدار میشود. گاهی اوقات بی دلیل یا به دلایلی که اصلا اهمیت ندارد گریه و بداخلاقی میکند. مشکل جویدن ناخنش به لطف شما و همراهی مربی محترمش تقریبا برطرف شده. هنگام غذا خوردن بسیار کند است و خیلی اوقات ناچاریم وعده غذاییش را در خارج از وقت خود و با ترفندهایی به او بدهیم چون سر ناهار یا شام از خوردن اجتناب میکند.

آیا موردی را لازم میبینید که خاصا در مورد کودکتان توجه بیشتری گردد؟یسنا یک آلرژی دارد که از کودکی همراه اوست (اگزمای کودکان). او به بعضی میوه های تابستانه، بادمجان و بودن زیاد در آب حساسیت دارد و پوستش سرخ میشود. اگر بیشتر در معرض این محرکها قرار گیرد، سرخی به اگزما تبدیل میشود که خارش آن برایش رنج آور است. البته یسنا به آب بازی و شنا علاقه بسیار زیادی دارد و این موضوع مرا بر سر یک دوراهی قرار میدهد. البته او روزهای پنجشنبه در یک استخر آموزش میبیند و از همکلاسیهایش هم موفق تر است اما باز هم به شنا و بازی در مهد خیلی علاقه دارد. گرچه مشکل یسنا ممکن است با توجه به مشغله مربیهایش وقت گیر باشد ولی خواهش میکنم کرم ضد آفتاب برای قبل از شنا و کرم مرطوب کننده پوستش برای بعد از خروج از استخر برای او استفاده شود. کرمها را در لوازم شنای او قرار خواهم داد.

آبا از تغذیه و غذای کودکتان در امیدفردا هستید؟ چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟ همانطور که عرض کردم یسنا در غذا خوردن گاهی بدقلقی میکند. او غذاهای خشک را دوست ندارد و ترجیح میدهد سوپ بیشتری بخورد. البته امیدفردا با سرو سوپ و ماست این مشکل او را برطرف کرده. همیشه احساس میکنم غذا خوردنش در مهد کم دردسرتر از خانه است و به دلایل علاقه به محیط، بودن با همسالان یا توجه مربیها غذایش را تمام میکند.

آیا از بهداشت و نظافت کودکتان در امیدفردا راضی هستید؟ چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟بله

آیا از اطلاع رسانی مرکز و مربیان راضی هستید؟ چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟کاملا

آیا نحوه برخورد مربیان و کارکنان مورد پسندتان میباشد ؟شما چه انتظاری دارید؟کاملا

از نحوه برخورد متصدیان مربوطه با کودکتان هنگام تحویل کودک راضی هستی؟ چه پیشنهادی در این زمینه دارید؟ بله

آیا امید فردا به وعده ها و برنامه هایی که قبل از ثبت نام بصورت کتبی و شفاهی (جلسه مشاوره ثبت نام)اعلام نموده عمل مینماید؟ بلی…… خیر ….. چه موردی اعلام شده که بدان عمل نشده؟ تنها انتظاری که داشتم و متأسفانه به دلیل تغییر ماهیت حقوقی مهد برآورده نشد، امکان حضور پسرم در مهد بود. برای من ایده آل ترین حالت این بود که این دو در امید فردا و با هم باشند. هنوز هم نتوانسته ام خود را قانع کنم پسرم را در مهد دیگری نامنویسی کنم چون تردد بین دو مهد برای من (که نمیتوانم روی کمکهای پدرش حساب کنم) کار آسانی نیست.

آیا از هزینه ای که جهت تامین مخارج کودکتان به مهد کودک و مدرسه زبان امید فردا میپردازید راضی هستید و آن را متناسب با خدمات انجام شده میبینید یا نه؟……….؟ بله

آیا خود را ملزم به تامین بموقع مخارج فرزندتان میدانید؟. حتماً

چنانچه صحبتی با مربیان کلاس فرزندتان دارید اعلام رمایید؟ از زحمتها و مهربانیهایشان تشکر میکنم و خوشحالم که دخترم آنها را خیلی دوست دارد.

چنانچه صحبتی با مدیریت مرکز امید فردا دارید علام فرمایید؟ به شما به خاطر مدیریت علمی و دانش بنیاد موسسه تبریک میگویم. مدیرانی که از شیوه کار خود اطمینان دارند، عملکرد خود را به این ترتیب به نظرسنجی میگذارند. خوشحالم که دخترم نخستین سالهای آموزش و رشدش را در آن مجموعه میگذراند. برای من خیلی مهم است که پرورش دهندگان کودکم به خود ایمان داشته باشند. در ملاقاتی که با شما داشتم متوجه شدم که شما از همه جزییات فعالیتهای کلاسها آگاهید و از وضعیت تک تک بچه ها را از نظر خصوصیات و توانمندی اطلاع دارید. از شما و همه کسانی که دستی در پرورش و رشد فرزندمان دارند سپاسگزاریم و امیدواریم همواره شاهد موفقیت و پیشرفت آن مجموعه باشیم.
پاسخگوی پرسشنامه چه کسی است؟ پدر مادر مادر (ن. دشتدار)

درصورت صلاحدیدمیتوانید پاسخ ٍپرسشنامه را: به آدرس omidfarda1375@yahoo.com امیل و یابه مدیراجرایی یا مربی یا مهماندار سرویس تحویل و یا به صندوق پییشنهادات مرکزقرار دهید.

به نام خدا

سرکار خانم دکتر رضابخش

مدیریت محترم مرکز ومدرسه کودکان امید فردا

با سلام

امروز که این نامه را برای شما می نویسم احساسی دو گانه دارم. احساس شور وشعف از اینکه فرزندم به سنی رسیده است که وارد نظام آموزش رسمی جامعه می شود و می رود تا یکی از بهترین و زیباترین دوران زندگی خویش را تجربه کند.از سوی دیگر احساس اندوه زیرا برای ورود به این مرحله ناگزیر از ترک مدرسه امید فرداست.

مرکز- و پس از آن مدرسه- امید فردا نخستین انتخاب من پس از بازدید از چند مهد بود وناگفته نماند که مانند هرمادری پس از ثبت نام فرزندم دراین مرکز هنوز دغدغه آن را داشتم که آیا انتخابم درست و بهترین بوده یا نه. وامروز که ۳ سال ازحضور مستمر فرزندم در این مرکز می گذرد می توانم با خیالی آسوده از انتخابم راضی باشم و خرسند ازاینکه مانند بسیاری دیگر از والدین مجبوربه تعویض چندین وچندباره مهد فرزندم نشدم.

مرکز شما نخستین مکانی بود که فرزند من در آنجا اولین مهارتهای ارتباطی خارج از محیط خانه را فراگرفت ومن از شما وتمامی مربیان و همکاران محترمتان سپاسگزارم:

برای تمامی آموزش های درسی ورفتاری که فرزندم فراگرفت،

برای تمامی تعامل ها وارتباط هایی که فرزندم هرگز نمی توانست در محیط خانه بیاموزد،

برای آموزش تمامی قوانین و نظم هایی که فرزندم برای بنا نهادن پایه های یک زندگی سالم بدان نیازمند است،

وبرای تمامی لحظات شادوفراموش نشدنی ای که برای فرزندم خلق نمودید.

ازصمیم قلب برای همگی شما عزیزان آرزوی سلامتی، شادی و موفقیت روزافزون دارم.

ارادتمند

پانته آ لطفی کاظمی

مادر آریان غنی زاده

وبلاگ رونیکای عزیز

صبح ها به عشق مهد گذاشتن دختری بلند میشم تخم مرغ شو ابپز میکنم….وسایل مهد از جمله صبحانه و تنقلات و شیر و….لباس و غیره….

خدای من باور نمی کنم دخترم اینقدر خانوم شده که خودش به راحتی از بغل من میره بغل مربی اش…..و حتی همکاران دیگر مهد….و برای من بوس میفرسته و بای بای میکنه.

هر چند که خودم هم از اون حالتهای خسته و عصبی در امدم….همه چی رو نظم پیش میره اکثر شبها میریم پارک نزدیک خونه و رونیکا خانوم وسایل مورد نظر در اون شهر بازی به اصطلاح کوچیک رو سوار میشه…..قطار و یک دلقک موزیکال و…….خلاصه که همه چی زندگی رنگ عوض کرده…انگار مرحله جدیدی توی زندگی داره به وجود میاد که برای هر سه تایمون….یک حال عجیبیه…..وای گفتم سه تای یک حالی شدم….فکر کن سال دیگه این موقع اگه خدا بخواهد چهارمین نفر خونه ….تو راه….و من بازم یک دل بزرگ دارم که توش یک ماهی کوچولو داره ول ول میخوره…

دلم میخواهد برای رونیکا بنویسم که چقدر پیشرفت داشته….تا بخونه و مثل من اشتباه نکنه و بچه اش رو از ۶ ماهگی بگذاره مهد.

مهد کودک امید فردا omidfarda.ir http://omidfarda.com واقع در شهرک غرب….با مدیریت خانم دکتر رضا بخش…..که بسیار خانم موقر مودب و البته زیبا و خوشروو مدیر

این مهد همه چیزش روی نظمه…..شاید باور نکید…من به اسم این مهد و مربی هاش و مدیرش اعتقاد قلبی دارم…بگذارید براتون توضیح بدهم شاید مادرانی هم که مثل من وسواس به خرج میدهند هم نظر من رو داشته باشند

من حدود ماه بهمن سال ۸۷ بود که سخت دنبال یک مهد خوب میگشتم به کمک چند تا از همکارانم ….به چند مهد نزدیک محل کارم توی پونک سر زدم….هر کدوم یکسری محاسن و یکسری معایب داشت که البته معایبش در نظر توقعات من بسیار بسیار پررنگ تر مینمود مثلا …نداشتن پنجره در اتاق سنین رونیکا و افتاب گیر نبودنش….یا تمیز لباس نپوشیدن مربی های مهد…..ووووو

تمام لیست مهد ها رو از سایت بهزیستی برداشته بودم….و مرتب تماس میگرفتم…پیش خودم گفتم بهتره سمت خونه دنبال مهد باشم چرا که محل کار تا خونه ۱۵ دقیقه با ماشین شخصی راه….در همین کش و قوس بودم که یک سرچ کردم توی گوگل و دیدم که مهد امید فردا سایت اختصاصی داره با مقالات و برنامه و زمان بندی ووووو…………به نظرم خیلی جالب امد …کل سایتشون رو خوندم…مطالبش اموزنده و البته مورد نیاز هر مادر و پدری بود…تصمیم گرفتم حتما یک سر بزنم ….

قضیه مهد رفتن همینجوری توی ذهنم بود تا اینکه ماه فرودین اردیبهشت بود که تونستم شماره مهد امید فردا زنگ بزنم و برای مشاوره وقت بگیرم …اخه یکی از اصول این مهد مشاوره با والدین به همراه کودک قبل از ثبت نام و حتی بازدید از مهده….و جالب تر اینکه بازدید از مهد فقط در روز پنج شنبه ساعت ۱۱ به بعد انجام میشه….و البته من خواهش کردم که وقت رو به من برای یک روز ۵شنبه عنایت کنند که البته زحمت کشیدند و من مزاحمشون شدم…..محیط مهد بسیار شاد و البته هارمونی رنگها من مادر رو هم حتی جذب میکرد …عکسهای که روی دیوار بود همه از کارتونها بچگی من ….قریب به اتفاق والدیسنی….و البته کلمات انگلیسی که بسیار زیبا و خوانا نوشته شده بود….پس زمینه دیوار یک رنگ یاسی زیبا بود که ادم رو به وجد میاورد ..رونیکا از همون اول محو اینهمه رنگ و اسباب بازی توی سالن بازی سالن هم کف شده بود.

یک خانم بسیار خوش سر و زبانی در بدو ورود راهنمای من بود که بعدها متوجه شدم اسمش ساراجونه….طبق مد روز موهاشو عسلی روشن کرده بود….و خیلی راحت تونست با رونیکا ارتباط برقرار کنه طوری که رونیکا غریبی نکرد….و البته یک خانم دیگه که کمی تپل بود و چهره سفید و بامزه ای داشتند…..امد و رونیکا به راحتی رفت توی بغلش….این برای منی که میدونستم رونیکا بغل مادر بزرگشم به زور میره یک نور کوچیک بود توی دلم….که البته بعدها فهمیدم اسم این خانم خوشگل و خوش رو بهناز جونه….

من حدود ۳۰ دقیقه منتظر موندم تا نوبت به مشاوره مارسید….از در که رفتم تو یک خانم بسیار خوش پوش و البته خوشرو جلوی ما ایستاد و احترام گذاشت که خوب البته برای من بسیار نیکو امد و خودم پیش قدم شدم و رفتم و دستشون رو فشردم و ابراز احترام متقابل کردم…..محیط اتاقشون با رنگها گرم تزئین شده بود….رونیکا خودشو مشتاق نشون داد که بره روی صندلی به تنهایی بشینه و این کاررو کرد ….خانم دکتر هم بهش یک عدد بیسکویت تعارف کرد و رونیکا با خجالت از من خواست که براش بردارم…

حالارونیکا مشغول اون بیسکویت و کوسن خورشید شکلی که دستش بود شده بود و من روی سخنم با خانم دکتر حدود یک ساعتی با هم در مورد همه مسائل روز رونیکا و بچه های این سن صحبت کردیم….صحبتهای این خانم بر حسب سلیقه شخصی شون نبود بلکه با درایت و پیش زمینه علمی….بود…برام توضیح داد که خوشحاله که هدفم از مهد گذاشتن رونیکا اینه که پیشرفت در روند رشد اجتماعیش داشته باشه نه بحث نگهداری….چون همه میدونند که مادر من تا الانشم رونیکا رو روی چشماش بزرگ کرده و براش از جون مایع گذاشته….و البته مادر همسرم که هر از گاهی زحمت رونیکا رو کشیده……خانم دکتر اصلا اصراری بر این نداشت که رونیکا بیاد مهد خودشون بهم پیشنهاد کرد که رونیکا رو مهد بگذارم ولی اون مهدی که به خونه خودم نزدیک تره …..چون معتقد بود این سربی رو که استنشاق میکنه در طول مسیر بیش از هر چیزی روی ذهنش تاثیر منفی داره……وقتی بهشون اطمینان خاطر دادم که محل زندگیم تا اونجا کمتر از ۵ دقیقه راه …تایید کردنند.و یک جمله رو گفتن که تا ابد توی ذهنم میمونه…..خانم دکتر رضا بخش گفت: خانم …….. ببینید من نمی گم مهد خوب مهد بد من نمی گم مهد بالای شهر پایین شهر من میگمممممممم……همون مهد بد پایین شهر هم بهتر ین تربیت رو برای کودک شما داره……تا حساسیتهای مادرانه و مادربزرگانه که اکثر بچه ها رو سوق میده به یک سری عادتهای زشت و البته روند رشد اجتماعی که شاید در اینده به ضرر کودک باشه…….من به این حرفش که تربیت مهد به از مادر و مادربزگه ایمان داشتم چرا که خودم یک بچه مهد کودکی هستم …..و اگه توی دوران مهد اون روزهای شیرین و حتی تلخ رو نمیگذراندم……هرگز در موقعیت اجتماعی امروزم نبودم….من همه اینها رو مدیون مادر و پدرم هستم که به اقتضای شغلشون منو مهد گذاشتن……ولی من به علم اینکه دختری باید روند رشد اجتماعیش به از من نوعی باشه گذاشتمش مهد.

خانم دکتر منو مجاب کرد بدترین مهد هم میتونه بهترین تربیت رو انجام بده …به قول روانشناس رونیکا……رونیکا هرگز در منزل توسط من یا پدر به زمین هل داده نمی شه که یاد بگیره بعد از هل داده شدن توسط کسی باید بلند بشه ….و حرکت کنه و به زندگی ادامه بده….ما توی خونه بچه رو توی پر قو بزرگ میکنیم …..ولی مهد به بچه من استقلال رو اموزش میده رونیکا …….بودن رو یاد میده…بهش شخصیت میده بهش یاد میده که چطوری وقتی وارد یک جمع شد بلند سلام بکنه بهش یاد میده وقتی بهش چیزی تعارف شد تشکر کنه و موقع صحبت کردن توی چشم طرف مقابلش نگاه کنه..وووو ……میدونم شاید از نظر خیلی ها این اموزشها رو در منزل هم بشه وقت گذاشت و داد ….ولی ایا تا به حال کودکی رو دیدید که در سن ۱۸ ماهگی خودش در اتاقش بازی کنه و بعد برای خودش بالشت و پتو بیاره و بگیره بخوابه….دقدقه خیلی از ما مادرها برای خواباندن بچه هامون حتی تا سن ۵-۶ سالگی هم وجود داره و اینها همه اثرات مهد رفتنه…

به هر حال که اون روز خانم دکتر منو مصمم کرد که حتما رونیکا رو بگذارم مهد….به اتاقهای طبقه سوم رفتم البته سارا جون همه چیز رو خوب…توضیح داده بود……و جای سوال نداشت….جالب تر اینکه همه چیز تمیز بود ….بچه های نوزاد گهواره های که با تور …مثل همون پشه بند تزئین شده بود و برای بچه های زیر یکسال و نیم هم تختهای نرده ای بسیار معقولی تعبیه شده بود….

اتاق تعویض مرتب و تمیز بود…..همه چیز قفسه بندی شده پوشکهای هر نوزادی در طبقه ای خاص ….و اسم و تاریخ تحویل پوشک روش بود….

توی دلم گفتم یادته روزی که خوندی توی سایت فقط روزهای پنج شنبه قابل بازدید برای والدین میباشد….چه فکرهای بدی که نکردم….گفتم حتما….میخواهن یک روزه سامان ببخشند اونجارو ولی الان داشتم میدیم که همه چیز تمیز بود و منی که کار خونه انجام میدهم میفهمم که این تمیزی امروز و دیروز نیست …این تمیزی همیشگی است..

امدم پایین و فرمی رو مبنی بر پیش ثبت نام انجام دادم…قرار شد بهم زنگ بزنند ….حدود سه ماه از قضیه پیش ثبت نام گذشت…..اهان تا یادم نرفته بگم که این خانم دکتر و پرسنل بسیار صادق بودنند ….و تعداد امار نوزادانی و مربی و تعداد کمک مربی که بیان میکردنند صحت داشت و مثل یکی از مهد های که رفتم بهم گفت عزیزم ما ۶ تا نوزداد داریم سه تا مربی …دروغ نگفتند….و خیلی حرفهای دیگه که همه بر پایه صداقت بیان شد…اونها هیچ اصراری به این نداشتند که ما رونیکا رو بگذاریم اون مهد …ولی من مصمم بودم چرا که میدیم نیروی های اونجا بسیار موقر و در چار چوب ذهنی من در حال حرکتند…….وقتی میدیدم که نیروی کاری اونجا با ۷ یا ۴ سال سابقه کاری دارند کار میکنند …گفتم احسنت بر این مدیر که اینچنین….با رضایت تونسته کارمندشو نگه داره و البته احسنت بر این کارمند که تونسته با این حساسیتهای خانم دکتر در روند کاری پیش بره و ماندگار باشه…..

همه اینها نکات مثبت بود در ذهنم تا اینکه ….باهام تماس حاصل شد مبنی بر ثبت نام کامل دخترم…..من و همسری با هم رفتیم توی مهد و رویا جون که یکی از موفق ترین کارمندهای اونجا با روی باز …و لبخندی که همیشه بر لبانش جاریه …شرایط اولیه رو توضیخح دادن و مدارک رو ازمون خواستند و یکسری فرم پر کردیم و البته پرداخت کامل شهریه که دروغ نگفته باشم به علت حضور دختری تا ساعت ۳ شد ۱۷۸ هزار تومان و البته یک لیست تهیه لوازم…که در بالای اون قید شده بود در صورت تمایل والدین…..میتوانند لوازم ذیل را تهیه بفرمایند …این جمله اینقدر به دلم نشست که گفتم حتما با کمال میل میخرم و در اختیار مهد قرار میدهم….

پروسه رفتن مهد رونیکا مثل خیلی از مهد ها بود….یعنی از ساعت کم شروع شد رسید به ساعت کامل…..و در این بین هرروز به من سی دی های حضور رونیکا در مهد رو میدادند….و من میتونستم توی خونه ببینم که با کودک چطور برخورد میشود….و این نکته مثبت که همه پرسنل هر لحظه زیر ذره بین مدیرت هستند و خودش یعنی همه رو متعهد کردن به کار صحیح…..

رونیکا روند مهد رفتنش بسیار اسان تر از چیزی بود که به ذهنم میرسید….همکاری خوب مربیان و البته کمک مربیان و رویا و سارای عزیز….خیلی کمک بود……از اینکه منو مضطرب تر نمی کردنند ..از اینکه هر بار درروز زنگ بزنم و برایم کامل شرح حال دختری رو بدهند حتی تا تغذیه و اجابت مزاجشو….برام یک دنیا ارزش داشت….من خونه مادرم بیش از یک بار زنگ میزدم خجالت میکشیدم …الان هر بار که زنگ میزنم….رویا جون با چنان ارمشی شرح حال رونیکا رو بهم میده که انگار پیش دخترم هستم….

از کارهای بسیار جالب این مهد اینه که یک فرم خصوص دارند که برای کودکا ن فکر کنم زیر دو یا سه سال هستش…..که شامل تاریخ روز…..انواع کارهای که درمهد رونیکا انجام میده…..و ساعت خواب و بازی ..دختری….مقدار صبحانه میل کرده …میان و عده و البته عصرانه …و…نهار که خود مهد در اختیارشون قرار میده که از قبل به ما برنامه روزانه اش رو داده اند ….که نهارشون از انواع غذاهای که من خودم به دختری میدهم هست……در کنار غذای اصلی هر روز سوپ و ژله هم توی لیست هست……

در این لیست که گفتم یاداشت میشه مثلا رونیکا در روزفلان صبحانه اینقدر خورده ….حدود بر حسب درصد بیانمیشه…اینقدر خوابیده ..این بازی ها رو کرده….و اجابت مزاج داشته چند بار…..و مقدار سوپ و غذای اصلی اش رو بر حسب در صد بیان میکنند…..و یک چیز بسیار جالب تر……روحیه بچه در این روز مثبت یا منفی یا خنثی بوده هم با علامت _یا+ بیان میشه….که برای من بسیار جالبه و همیشه دوست داشتم بدونم…..و با توجه به شناختی که از این پرسنل دارم میدونم که صد درصد بر حسب صداقت پر میشه….کما اینکه رونیکا یک هفته اول لب به هیچ چیزی نمی زد …و این میتونست منو در پروسه مهد گذاشتن ..مردد کنه….باز هم این لیست بر حسب واقعیت پر میشد هر چند که من با دیدنش حتی اشک در چشمانم جمع میشد که دختری امروز هم گرسنه امده خونه ….ولی همه این قضایا در ۶ روز حل شد و تونستم به کمک روانشناس رونیکا…..و البته کمک مربی های مهد مسئله رو حل کنم.و یک قسمت داره که توسط والدین پر میشه……که در اون روز شب چه ساعتی خوابیدند و صبح کی بیدار شدند….و البته هر توضیحی که لازمه مربی در جریان باشه میتونه در ستون توضیحات یادداشت بشه….

یک کار جالب ترش اون اینه که هر مادری میتونه هر خواسته هر هر چیزی که فکر میکنه بهتره مربی ها بدونند رو یادداشت بکنه و در اختیار مربی قرار بده همه اینها در فایل کودک من نگهداری میشه و حتی اگر روزی مربی تغییر کنه عادات دختر من رو مربی تازه وارد خواهد دونست…..و این همون قضیه هر یادداشت کم رنگی به زه حافظه قوی…..

******

الان رونیکا صبحها به راحتی میره مهد هم غذاشو میخوره هم مشکل یبوستش رفع شده هم خوابشو توی مهد میکنه….هم بازیشو….و توی خونه مرتب یک چیزهای رو با اهنگ خاص زمزمه میکنه…..وجالب تر اینکه به اهنگهای کودکانه به زبان انگلیسی عکس العمل نشون میده …..اخه نمی دونم گفتم یا نه …مهد کودک امید فردا دو زبانه است….و بچه در سن پایین به راحتی انگلیسی صحبت میکنند.

رونیکای که شیشه نمی گرفت…و مادرم همیشه توی خواب با شیشه بهش شیر گاومیداد…به کمک مربی مهدش شیر گاوش رو با نی میخوره و این توی زندگی من عین یک معجزه میمونه اینو مادری میفهمه که مثل من هر راهی رو رفته باشه و به در بسته بخوره…..

مهد امید فردا …..شده امید امروز من….و من از تمام پرسنل و مدیر لایق کمال تشکروسپاس رو دارم….و میدونم که خدا بزرگترین موهبت الهی رو در حقم تمام کرد که ذهنم به ارامش امروز رسیده.

خدایا مرا ان ده که مرا ان به.

یک فکر در “نظر والدین”

  1. به نام پروردگار توانا
    خدا را شکر میکنم که مدیران دلسوز و لایقی همانند خانم دکتر رضا بخش عزیز و دوست داشتنی در این کشور حضور دارند تا مادرانی مثل من با خیالی آسوده بتوانند پاره تنشان را برای رشد و شکوفایی بیشتر به موسساتی مانند امید فردا بسپارند…
    من به دلیل شاغل بودن تصور میکردم از سر ناچاری و علیرغم میل باطنی مجبورم کودک ۲/۵ ساله ام را که حاضر نبود حتی یک ساعت از من جدا شود را به مهد بسپارم.اما اکنون با گذشت ۶ ماه از حضور فرزندم در موسسه امید فردا،کودکم از لحاظ رفتار اجتماعی و برقراری ارتباط با هم سالانش بسیار پیشرفت داشته و نقاشی و شعر و زبان و بازی های گروهی را آموخته و حتی از لحاظ میل به غذا خوردن(که یکی از مشکلات من بود!)بسیار بهتر از قبل شده است.ضمنا با راهنمایی خانم دکتربسیاری از مسائل رفتاری کودکم را به راحتی حل کردم(مثل گریه های شبانه و امتناع از رفتن به دستشویی)
    اکنون بر این باورم که اگر هم شاغل نبودم حتما کودکم را در این موسسه ثبت نام میکردم.امیدوارم تمامی کودکان بتوانند در محیطهای اینچنینی آموزش ببینند.به سهم خودم از تمامی پرسنل دلسوز و صبور و زحمتکش این موسسه علی الخصوص سرکار خانم دکتر رضابخش و مربی بینظیر دخترم بهناز عزیز کمال تشکر را دارم.
    ارادتمند
    مادر پارمیس عزیزی

  2. اماااااااااا امروز اخرین روز حضور ساتیار توی امید فردا هستش …
    راستش این روزا که زمان ثبت نام تابستونی بچه هاست چند تا میل و چند تا پیغام در مورد “مهد امید فردا “در یافت کردم و یاد روزایی افتادم که از این مهد به اون مهد دنبال مهد مناسب بودم به خاطر همین خواستم چند سطری در مورد تجربه شخصی خودم در مورد این مهد بنویسم که شاید بتونه کمکی به دوستان عزیزم بکنهساتیار تقریبا ۳ ساله که توی مهد امید فردا روزهاشو سپری کرده …روزای اول خوب تجربه خیلی خوبی واسه هیچ مادری نیست که از وابستگی های خودش و بچش صرف نظر کنه و کودک دلبندشو به مهد بفرسته امااا مهد سر فصل جدیدی توی زندگی مادر و کودک هستشبازی با همسن و سالها ، یادگیری مطالبی که واقعا بچه ها از پدر و مادر خودشون نمی پذیرن ، یاد گرفتن نوبت ،مورد توجه قرار گرفتن به اندازه ! تقسیم خوراکی و اسباب بازی ….و خیلی چیزای دیگه که با توجه به دنیای این روزهای خانواده ها و تک فرزندی برای هر بچه ای لازم و واجبه ……من به شخصه تجربه خوبی از مهد فرستادن ساتیار داشتم . امید فردا روی زبان خیلی تاکید داره و انصافا مکالمه رو خیلی خوب با بچه ها کار می کنه ….نقاشی ، سفال ، آزمایشگاههای مختلف مثل زیست که امروز دارن و اگه پرنده خونگی داشته باشن امروز با خودشون می برن ، توی تابستونا آب بازی توی حیاط مهد ، جشنای مختلف مثل هالووین ، کریسمس ، جشن یلدا ، جشن نوروز ….عکاسی از بچه ها توی روزای خاص ، هفته ای یک روز موسیقی ، تولد ، زبان ،بازی های گروهی ، نمایش عروسکی برای اموزش مطالب مهم و غیره …. داره ..البته کلاسای کاراته ، باله ، شطرنج …با هزینه جداگونه داره … تو روزای اولیه ورود بچه ها به مهد خیلی همکاری خوبی دارن و همه روزه سی دی فعالیت های اون روزو برای مادر می فرستند که باعث دلگرمی خانواده تو روزهای بدو ورود می شه …برخورد مربیان خیلی خوبه ….هر کلاس تقریبا ۱۰ الی ۱۵ کودک داره و دو مربی ….یه مربی مخصوص تحویل بچه ها از دم ماشین و کارای مربوط به استفاده از سرویس بهداشتی هستشو اما معایبش برنامه های بیرون از مهد کم ، فضای کوچک ، ….هستش …به طور کلی به عنوان مادری که پسرمو ۳ سال توی امید فردا گذاشتم از این مهد راضی هستم ..پسرم هر روز با رضایت می ره و حتی بعضی وقتا گله می کنه که چرا زود اومدی دنبال من و همین برای من کافی …..به طور کلی انتخاب مهد کودک به نظر من یه موضوع کاملا شخصی که از فردی به فرد دیگه کاملا فرق می کنه …از نظر من معیارهای انتخاب مهد کودک هر فردی متفاوته …ولی چیزهایی که به صورت کلی مشترکه رو سعی کردم توی این پست بنویسم ، در هر صورت اگه کسی سوال داشته باشه چون دسترسی به ایمیل ندارم توی همین جا جوابشو می دمالبته می تونید فعالیتهای پارسال امید فردا رو توی فیس بوک به ادرس http://www.facebook .com/omidfara1375 ببینید.از ۴ تیر ماه کلاسای تابستونی مدرسه “مهر ایلیا” شروع می شه و اولین روز بچه ها می رن باشگاه ****** و فوتبال و شنا دارن ….

    واقعا مثل روزای اول مهد استرس دارم …نمی دونم امیدوارم ۴ ۵ سال دیگه بیام از تجربیات خوبم در مورد مدرسه براتون بنویسم، راستش یه کم دلم می سوزه که ساتیار پیش دبستانی توی امید فردا نمی گذرونه اخه تازه زبانش راه افتاده بود و کلی انگلیسی یادگرفته بود و الان می ترسم با رفتنش به مدرسه افت کنه …هر چند مهر ایلیا هم روی زبانش تاکید داره و زیر نظر مجموعه اریانپور ولی به هر حال فقط دو روز توی هفته زبان دارن .

  3. بنام ایزد منان

    مدیریت محترم سرکار خانم دکتر رضابخش

    با سلام

    رفتار محترمانه و برخورد مناسب مدیریت وکارکنان همچنین نظم و انظباط سازمانی در رفتار کردار و پوشش

    مناسب و فرم سازمانی کارکنان کاملا مشهود میباشد که نتیجه مدیریت مناسب و هدفمند و از قبل برنامه ریزی

    شده آن مدیریت محترم میباشد که این خصوصیات موجبات دلگرمی و اطمینان خاطر والدین از حضور

    فرزندان در ان موسسه را همراه خواهد داشت که باعث رشد و شکوفایی استعداد کودکان خواهد شد.

    لذا بر خود واجب میدانیم مراتب تشکر خود را اززحمات جنابعالی و همکاران و کارکنان موسسه امید فردا

    ابرازنماییم

    به امید موفقیت شما و همکاران در موسسه تیزهوشان امید فردا

    با سپاس

    والدین برسام سلطانی نژاد